السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

132

جواهر البلاغة ( فارسى )

آهن باشيد . در اين آيهء مباركه ، « كونوا » صيغهء امر است و براى اهانت آمده . 11 - دوام و پايدارى ، مثل سخن خداى برين : « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » در اين آيهء شريفه « اهدنا » به معنى « ثبتنا » است . يعنى خدايا ما را در راه راست ، پايدار بدار . 12 - و تمنّى و آرزوكردن ؛ چون سخن امرؤ القيس : هشدار اى شب بلند ، با آمدن صبح ، سپرى شو با اين‌كه بامداد برتر از تو نيست . در اين شعر ، « انجلى » فعل امرى است كه براى تمنّى به كار رفته . 13 - و الاعتبار ؛ كقوله تعالى : انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ 14 - و الإذن ؛ كقولك لمن طرق الباب : ادخل 15 - و التكوين ؛ كقوله تعالى : كُنْ فَيَكُونُ * 16 - و التخيير ؛ نحو : تزوّج هندا او اختها 17 - و التأديب ؛ نحو : كل ممّا يليك 18 - و التّعجّب ؛ كقوله تعالى : انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ * 13 - و پند گرفتن ؛ مثل سخن خداى برين : « انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ » « 1 » . هرگاه به بار نشست به ثمرش بنگريد . « انظروا » صيغهء امرى است كه براى پند گرفتن به كار رفته است . 14 - رخصت و اجازه دادن ؛ مانند سخن تو به كسى كه در را مىكوبد : « ادخل » : داخل شو . 15 - هست‌كردن و به وجود آوردن ؛ چون سخن خداى برين : « كُنْ فَيَكُونُ » « 2 » واژهء « كن » صيغهء امر است كه از سوى خداوند به گونهء امر تكوينى به كار مىرود . خداوند متعال ، پديد آمدن هرچه را بخواهد با گفتن « كن » پديد مىآورد و هست مىكند . 16 - و اختيار دادن و مخيّركردن ؛ مانند : « تزوّج هندا او اختها » با هند يا خواهرش ازدواج كن . در اين مثال « تزوّج » صيغهء امر است و براى تخيير به كار رفته . 17 - ادب‌كردن . مثل « كل ممّا يليك » از آنچه در كنارت هست بخور . واژهء « كل » فعل امرى است كه براى « تأديب » آمده . 18 - تعجّب ؛ ( برانگيختن شگفتى ) مانند سخن خداى برين : « انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ

--> ( 1 ) . انعام / 99 ( 2 ) . يس / 82 .